از خانم هایده حائری تا حالا کتابی نخونده بودم چون ایشون رو با خانم هایده حائری بازیگر اشتباه گرفته بودم و تا میخواستم برم سمت کتاباشون، فوری صورت خانم بازیگر میومد مقابل چشمم و اصلن از خیر کتاب خریدن می گذشتم. تا اینکه چند وقت پیش دیدم بچه ها تو پیج طرفداران کتاب از یکی دو تا از کارای ایشون تعریف و تمجید کردند، این شد که منم تو نمایشگاه تصمیم گرفتم چند تا کتابی بگیرم ازشون. حس خفته، تسلیم نگاه و حس مبهم عشق کتابایی بودند که من خریدم از ایشون اما فعلا رسیدم فقط تسلیم نگاه رو بخونم.
نویسنده: هایده حائری
ناشر: پگاه/چکاوک
تعداد صفحه: 557
سال انتشار: 1391
داستان درمورد دختری باهوش به نام گلبرگه که در سن هفده سالگی سال دوم رشته کارشناسی ارشد ریاضی می خونه در تهران؛ ولی به خاطر مریضی پدرش و فشار صاحبخونه برای تخلیه ی خونه شون و کمبود پول، دنبال کار میگرده و با معرفی یکی از دوستانش موفق میشه در استودیو عکاسی و فیلمبرداری حرفه ای ماهان مشغول به کار بشه و باقی داستان...
حالا نظر خودم در مورد این کتاب: به نظر من کتابش
بد نیست مهمترین خصوصیتش که برام دوست داشتنی بود، تیکه های جالب و بامزه
ای بود که شخصیتای داستان بهم مینداختند و تو این کتاب برای اولین بار جناب
قهرمان مرد داستان از خودراضی و افاده ای و از دماغ فیل افتاده نبود!!! برعکس یه جور
بامزه ای شیرین و شیطونه و آدم خواه ناخواه ازش خوشش میاد. مسلما کتابی که
از اول تا نزدیکای آخرش شاد و شیرینه پایان خوبی هم داره. بنابراین می تونم
بگم من از این کتاب خوشم اومده. هرچند گفتم خوشم اومده اما از اون کتابایی نیست که دلم بخوادهرچند وقت یه دفعه برم سراغش به نظرم برای یک بار خوندن بد نبود
اوه اوه چه گرد و خاکی گرفته اینجا رو
امسال از نمایشگاه کتاب، کتابهای زیادی خریدم اما خوب به دلیل بچه داری و وقت کم، فرصت نکردم کتابامو تند تند بخونم فقط رسیدم تا الان 4 تا کتاب بخونم. امروز میخوام آخرین کتابی که به تازگی خوندم براتون بگم: قله قاف از خانم منجزی. با توجه به رشد چشمگیری که خانم منجزی در کتاب شاه ماهی داشتند، دیگه مطمئن بودم این کتابشون هم در شیوایی و فصاحت کلام اگه از شاه ماهی بهتر نباشه، کمتر نخواهد بود و چقدر خوشحال شدم که بعد از خوندن کتابشون همچنان روی حرف خودم موندگار شدم.
داستان کتاب در مورد دختریست که با مادر و پدر و خواهر و مادربزرگش زندگی میکنه اما پدر و مادرش سر جریانی با هم اختلاف پیدا می کنند و مانا (قهرمان داستان) بخاطر ساینا خواهرش که پشت کنکوری بوده مجبور میشه پیشنهاد مادربزرگشو قبول کنه و برای فرار از جو متشنج خونه، به خونه ی مادربزرگش نقل مکان کنه. با ورود به خونه ی مادربزرگ کم کم خاطرات قدیم و بچه های محل خونه ی مادربزرگ برای مانا زنده میشه. مانا تو سن 18 سالگی ظاهرا عاشق مهرداد نامی میشه که برادرشوهر عمه ش بوده مهرداد هم ظاهرا عاشق مانا بوده اما وقتی میفهمه که مانا بیماری آسم داره، رابطه شو با مانا بهم میزنه و خوب این جریان تاثیر زیادی تو روحیه مانا میذاره. بعد طی یه جریانای وقتی مانا ساکن خونه مادربزرگ میشه سر و کله ی مهرداد هم پیدا میشه. از طرفی مادربزرگ مانا همسایه ی دیوار به دیواری داره به اسم آتابیگ که همسر از دست داده و سه پسر و یه نوه داره، کسرا پدر سام نوه ی آتابیگه که بعد از فوت زنش بچه رو میذاره پیش اتابیگ و خودش میره تبریز، کاوه که 8 سال از مانا بزرگتره، پسر مهربون و خوبی و کیان پسر کوچکتر آتابیگ که 4 سال از مانا بزرگتره، تخس و یه دنده ست و اخلاق منحصربفردی داره و مانا از او متنفره. بعد از مدتی مانا احساس میکنه که کیان با خواهرش سر و سری داره و مانا از ترس اینکه بلایی که سر خودش تو سن 18 سالگی اومد سر خواهرش نیاد، کیان رو وادار میکنه که دست از سر خواهرش برداره اونم میگه من مشکل پولی دارم و اگه میخوای خواهرتو نجات بدی باید پول بیاری وسط و تو کار من باهام شریک بشی؛ از طرفی گفتم مهرداد بر میگرده و میخواد دوباره مانا رو به خودش جلب کنه و باقی ماجرا.
کتاب زیباست، آرومه و شیرین، پر از لحظات زیبای خانوادگی و دور هم نشینی ها. پر از جملات درست و استخوندار و تو دوست داری راوی همچنان حرف بزنه و تو هم شنونده ی حرفاش باشی. لحظات خرکی عاشقانه نداره، اعصاب خردی و حرص خوردن نداره و تو می تونی با خیال راحت کتاب رو از اول شروع کنی و همینجور یه ضرب تا آخرش بری و بعد از تموم شدن کتاب چشماتو ببندی و با لبخندی که روی لبات داری یه نفس عمیق بکشی...
در آخر میتونم بگم اگه شاه ماهی رو دوست داشتی و پسندیدی، قطعنا این کتاب رو هم دوست خواهی داشت.
نام اثر: قله قاف (دوجلدی)
نویسنده: عاطفه منجزی ناشر: نشر علی
تعداد صفحه: 1143
چاپ اول: 1392
قیمت: خیلی گرون 35000 تومان
امیدوارم خوشتون بیاد.