X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : دوشنبه 13 شهریور 1391 در ساعت 01:37 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : بهار

عنوان : دختر آذر


امروز می‌خوام کتاب دختر آذر از خانم اعظم طیاری رو بهتون معرفی کنم. البته به گفته ی خیلیا دو کتاب خانم طیاری (در چشم من طلوع کن و به رنگ شب) از نظر موضوعی و محتوایی خیلی از این کتاب زیباتر بودند اما به نظر من این کتاب هم در زیبایی چیزی از دو کتاب قبلی ایشون کم نداشت. چیزی که در آثار خانم طیاری زیاد به چشم می خوره اولا پختگی هم قلم و هم موضوع و دوما تحقیقاتیه که ایشون در مورد داستانها و قهرمانانشون انجام می‌دهند... تو در کتابهای خانم طیاری (به زعم من البته) حتی به یک پاراگراف بی محتوا٬ لوس و زیادی برنمی‌خوری و همین نشون میده که ایشون کارشون رو بسیار خوب و ماهرانه بلدند. 

داستان دختر آذر ماجرای سپیده است که در تهران زندگی و در تبریز تحصیل میکنه٬ هاوش از پسران خوب و به نام دانشگاه دل در گرو سپیده میگذاره و آنقدر میره و میاد تا بالاخره دختر رو راضی میکنه اجازه بده هاوش و خونوادش راهی تهران بشوند برای خواستگاری اما همه چیز با ورود بهروز پسرعموی سپیده به هم میریزه... بهروزی که همسرش ترکش کرده و دخترش مرحوم شده و انقدر گرفتار و ناراحته که به خونواده ی عمو پناه میاره و باقی ماجرا... 

باز هم میگم من این کتاب رو دوست داشتم اما ممکنه با سلیقه بعضیا جور نباشه این کتاب. 

اگر اشتباه نکنم این کتاب در سال ۱۳۸۹ از انتشارات شادان وارد بازار شد. 

 

پ.ن. شاید لازم باشه بهتون یادآوری کنم که من اوصولا داستانهای غم انگیز٬ اعصاب خرد کن و پر از بدبختی و مصیبت رو اصلاو ابدار دوست ندارم و تو بگو نویسنده ی چنان داستانی خدا٬ من طرف کتابهای او نمیرم... پس اگه برات مهمه که بدونی با چه داستانهایی مواجه میشی اینجا٬ خوبه که بدونی فقط کتابهایی که حداقل هپی اند هستند و اعصاب خردی آنچنانی هم ندارند و صد البته که قلم نویسنده شون هم باید پخته و گیرا باشه٬ اینجا معرفی می شوند