X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : چهارشنبه 25 مرداد 1391 در ساعت 10:26 ق.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : بهار

عنوان : خشم و سکوت+سکوت در انتظار


 

نام کتاب: خشم و سکوت

اثر: آن همپسون
ترجمه: عطیه رفیعی و رها رحیمیان
نشر لیوسا
 

تارای 25 ساله دختری است که به تازگی نامزدی اش به هم خورده است و نامزد سابق او ریکی، تصمیم گرفته تا با دوست نزدیک تارا ازدواج کند... در پی دعوت ریکی از تارا برای شرکت در جشن عروسیش، تارا تصمیم می‌گیرد تا از لج او در روزنامه آگهی دهد و دنبال یک همراه برای شرکت در جشن باشد...پسر جوان 20 ساله ی یونانی به آگهی تارا پاسخ می‌دهد و این آغازی میشود تا زندگی تارا در مسیر یونان و جزیره زیبای پروس و یک یونانی مغرور، سخت و خشن قرار گیرد! 
 توضیحات پشت کتاب:
" به جوانی خوش تیپ و جذاب برای انجام کار ساده ای با دستمزد عالی نیازمندیم."
تارا مین برای یافتن همراهی در جشن عروسی نامزد سابقش آگهی فوق را در روزنامه محلی می دهد، تا به علت تنهایی و نداشتن همراه مورد ترحم و استهزاء دیگران واقع نشود. به دنبال درج آگهی جوان یونانی خوش سیمایی به نام پل حاضر به همراهی او در عروسی می شود و ... 

فیزیک این کتاب دیگه وجود نداره؛ حتی خود انتشارت درسا (لیوسا) هم دیگه چاپ نکرده این کتابو (احتمالا ارشاد مجوز نداده برای تجدید چاپ) برای همین لینک دانلودشو براتون میذارم، البته این کتابو سایت98یا گذاشته برای دانلود، منم دیگه آپولدش نکردم و به همون جا لینک دادم. فقط دو نکته رو باید توجه داشته باشید: اول اینکه چون این کتابو اسکن کرده اند، ممکنه کمی طول بکشه تا دانلود بشه. دوم اینکه پسورد تمام کتابای پی دی اف شده ی این سایت اینه: www.98ia.com 

امیدوارم بخونید و لذتشو ببرید 

دانلود 

 

خوب امروز دوست  داشتم یک کتاب نسبتا جدیدتر هم بهتون معرفی کنم. کتابی که به نظر من یکی از جذابترین و پرکششترین کارهای نویسنده‌اشه و من یکی که دوستش دارم.  

 

نام کتاب و نویسنده‌اش که مشخصه. 

انتشارات: شادان

تعداد صفحه: ۵۶۸ 

سال انتشار: پاییز ۱۳۸۹ 

داستان درمورد یک خانواده ی ۳ نفریست که اعضای اون رو یک مادر و دو خواهر تشکیل میدهند. وضعیت قلب مادر زیاد بسامان نیست و به همین دخترا خیلی نگران مادرشونند. برای همین خواستگاران مختلف رو رد میکنند تا در کنار مادر بمونند. در نهایت مادر برای اینکه سد راه خوشبختی دخترانش نشه، حاضر میشه با آقایی جا افتاده و محترم ازدواج کنه. در پی ازدواج مادر، ارمغان دختر بزرگتر خانواده که ظاهر زیبایی هم داره، بالاخره ازدواج میکنه و ارغوان دختر کوچکتر به ناچار به اتفاق مادر همراه خونه ی حاج آقا میشه. حاج آقا دو فرزند داره یک دختر و یک پسر، دختر حاج آقا نیکی، ازدواج کرده و یک فرزند داره اما پسر حاج آقا، نیما، ازدواج نکرده و در شیراز مشغول کار و تحصیله... داستان با ارغوان همراه میشه و از لحظات تلخ و شیرین او تصویرسازی میکنه... اگر قرار باشه من 5 کتاب زیبایی رو که ظرف یکی دو سال اخیر به چاپ رسیده‌اند انخاب کنم، قطعا این کتاب یکی از گزینه‌هام خواهد بود.  

اگر نخوندید از دستش ندید. 

پ.ن.بهناز جان دیروز اسمتو دیدم ولی نتونستم نظرتو بخونم چون نمیدونم اینترنت اداره چه مرگش شده بود که یهو صفحه‌ام پرید. دوباره لاگین کردم و دیدم دو نفر برام پبغام گذاشته‌اند اما هر کاری کردم بخش نظراتم باز نشد که نشد، بعد اومدم از خونه ببینم برام چی نوشتید که دیدم هر دو نظرم پاک شده تا حالا سابقه نداشته بلاگ اسکای از این بازی سرم دربیاره ولی متاسفانه دیروز آورددیگه حالا خوبه اسم تو رو دیدم ولی نفر بعدی رو متاسفانه نفهمیدم کی بود... دوست عزیزی اگر این مطلب رو میخونی لطف کن یه بار دیگه پیغامتو برام بذار.  

بهنازی بالاخره تونستی دانلودش کنی؟