X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : یکشنبه 1 آبان 1390 در ساعت 12:30 ب.ظ ~ چاپ مطلب
نویسنده : بهار

عنوان : سحرخیز باش تا...


 صبح یک روز تعطیل

می‌دانی گاهی اوقات فکر می‌کنم به اینکه این قدیمی‌ها چقدر انسانهای دانا و فهمیده‌ای بودند؛ با اینکه چندان باسواد نبودند ولی چقدر چیز می‌دانستند و چقد حکیم، دانا و با بصیرت بودند! این را از مثلهایی که به یادگار گذاشته‌اند برایمان می‌شود فهمید. «آنچه جوان در آینه بیند، پیر در خشت خام بیند»، «روی خدا داد را حاجت مشاطه نیست»، «نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود»، یا اصلا همین مثل معروف «سحرخیز باش تا کامروا باشی»؛ این مثل که به نظر من خیلی خیلی بیشتر از آنچه که نشان می‌دهد بار معنایی دارد. در واقع مهمترین پیامی که دارد این است که: عزیز من اینقدر نخواب!!! خواب و غفلت تو را به جایی نخواهد رساند! تو هرچه کمتر بخوابی و بیشتر بیدار باشی و تلاش کنی، بیشتر با چشمهای باز پیرامونت را بنگری، بیشتر در بیداری تعقل کنی، پس بهتر و بیشتر می‌توانی از زندگیت استفاده کنی، با هوشیاری بیشتر برای زندگیت تصمیم بگیری، بهتر و بیشتر بیندیشی و خلاصه آخر و عاقبتت به خیر می‌شود! دیگر مجبور نیستی هرازچندگاه به چه کنم چه کنم بیفتی! دیگران براحتی از غفلتت استفاده نمی‌کنند و اموالت را به غارت نمی‌برند و سرت را کلاه نمی‌گذارند! بیشتر بیدار باش تا دو روز دیگر در تنگا و احیاناْ تنگدستی نیفتی! بیشتر چشمهایت را باز کن تا با سر به قعر چاه سقوط نکنی! بیشتر بیدار باش تا از زندگیت استفاده ی بهینه کنی! خواب نه برای تو زندگی خوب می‌سازد، نه دیدت را به دنیا بازتر و شفافتر می‌کند و نه می‌گذارد از غفلت و جهالت به در آیی! حالا هرچقدرم که خزیدن زیر پتوی گرم و نرم در هوایی سرد و سوزناک دلچسب و دوست داشتنی باشد؛ هرچقدر که خواب تا دیر وقت شیرین و خواستنی باشد؛ پتو را کنار بزن، از جایت برخیز و همت کن! خواب برای تو زندگی درست کن نمی‌شود! 

بفرما، ساعت ۱۰:۳۰ شد و اینجا همه هنوز خوابند!